84- روزهای بد به در
به روایت تصویر
سمیرا خانم دومین هم اتاقی

یکتا خانم هم اتاقی یسنا گلی

الهی مادر فدات بشه .. این برای روز 4 شنبست اولین بار که شما رو بردیم پیش دکتر برای خس خس سینت .... دفعه دوم که روز شنبه بود و دکتر دستور بستری داد و با خال حجیه رفتیم بابایی ماموریت بود

عزیزم .... چه آروم خوابیدی بیخبر از همه جا این برا روز آخر بستری بیمارستان یسنا گلیه همین روز دکتر دستور ترخیص داد.... فدای تو ... تمام زندگیم نذرت....

بمیرم برات که تمام دست دخترمو تکه پاره کردن ... خیلی بد بود خیلی ....دستات الان به چسب حساسیت داده و تماما پوست پوست شده دیشب بردمت دکتر بهت پماد داد . نمیدونم چرا از چسب مرغوب استفاده نمی کنن . اولین بار چسب زد حساسیت زدن خیلی خوب بود ولی دفعه هایبعد با چسبای عادی که برای بزرگسالا می زنن ... داغون شدی داغون

اینجا خیلی خسته بودم خیلی ...بی اختیار نشسته بودم بالا سرت زل زده بودم با چشمای پر اشک .... خاله پریسا شکار لحظه کرده به قول خودش

دختر نازم چقد آروم خوابیده

عزیزم .. دردو بلات بیاد برا مادرت که چقد گریه کردی ...

بیرون در اتاق مخصوص شما بغل خاله جون (مادر بزرگ گلسا گلی)داشتی می خندیدی .. خبر نداشتی می خوان بووت کنن

شما بیخبر از همه جا داشتی با قیچی که به یه زنجیر آویزون بود بازی می کردی و شیطنت

اتاقی که مخصوص خونگیری و زدن سرم بود





84- روزهای بد به در
مامان نازار